Toggle stanza 1
این کعبه را بنا نه به باطل نهاده‌اند
1

این کعبه را بنا نه به باطل نهاده‌اند

بس معنی و جمال درین گِل نهاده‌اند

2

درمانده گشته است به این کار و بال عقل

هرسو هزار عقده مشکل نهاده‌اند

3

زین گل چه دیده‌اند مگر حاملان عرش

کز رنج ره به بادیه محمل نهاده‌اند

4

قلزم به شور رفته و عمان نشسته تلخ

زین آب زندگی که به ساحل نهاده‌اند

5

آه این چه دوستی است که سرهای یکدگر

خویشان بریده در ره قاتل نهاده‌اند

6

خوارم مکن که ریختن آب روی را

با خون صد شهید مقابل نهاده‌اند

7

بر هرکه هوشیار بود اعتراض کن

مستان قدم به بزم تو غافل نهاده‌اند

8

بنمای رخ تمام که شاهانه چیده‌اند

شاهان که خان به دعوت سایل نهاده‌اند

9

گردن بنه به تیغ «نظیری» که عاشقی

بر سر کلاه مردم عاقل نهاده‌اند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور