غزل شمارهٔ 505
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده
11
شاهدی بر سر این کوچه پدیدار شده
هر که زین راه گذشتست گرفتار شده
22
گل که خندان و شکفتهست به این می نازد
که به پای دلش از کوچه ما خار شده
33
گر بارزی که مقیم سر کویش گردی
بس غریبان نگری بی دل و بی یار شده
44
بس کند غارت هندو و مسلمان زلفش
بر سر کوش به هم سبحه و زنار شده
55
آشیان همه مرغان چمن ویران کرد
که به شب نرگسش از زمزمه بیدار شده
66
ماه کنعان سفری کرد که بازاری دید
یوسف ماست که راهش همه بازار شده
77
صد حسین از لب او شربت کامی نچشید
بر سر کویش ازین عربده بسیار شده
88
هر که را جان و دلی هست کند در کارش
زود بینی دو جهان بر سر این کار شده
99
هجر و مخموری همسایه «نظیری » سهل است
بخت آن مست که در میکده هشیار شده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

