Toggle stanza 1
بی یاد تو غم جهان نسوزد
1

بی یاد تو غم جهان نسوزد

بی آه من آسمان نسوزد

2

پیش رخ آتشین تو شمع

سوزند، ولی چنان نسوزد

3

گر شمع نخوانمت مشو گرم

زاتش گفتن زبان نسوزد

4

بی رنگ رخ تو ز آتش غم

سرمایه دوستان نسوزد

5

یاد تو چو در دلم در آید

جز مغز استخوان نسوزد

6

سوزد دل خود، اگر بگویم

دل نیست که در زمان نسوزد

7

آتش به چنان دلی در افگن

کاندر غم دوستان نسوزد

8

از غمزه مسوز عالمی را

تا بنده در آن میان نسوزد

9

زینسان که بسوخت خسرو از آه

نبود عجب، ار جهان نسوزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور