غزل شمارهٔ 947
Toggle stanza 1چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
11
چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
به دود دل سبق مشک ناب بنویسند
22
حدیث لعل روان پرور تو می خواران
به دیده بر لب جام شراب بنویسند
33
بسا که باده پرستان چشم ما هر دم
برات می به عقیق مذاب بنویسند
44
معین است که طوفان دگر پدید آید
چو نام دیده ما بر سحاب بنویسند
55
سیاهی ار نبود، مردمان دریایی
حدیث موج سرشکم به آب بنویسند
66
سواد شعر من و آب دیده وصف نجوم
شبان تیره به مشک و گلاب بنویسند
77
محرران فلک شرح آه دلسوزم
به یک رساله که بر هفت باب بنویسند
88
خطی که مردم چشمم سواد کرد جواب
مگر به خون دل آن را جواب بنویسند
99
برات من چه بود، گر بر آن لب شیرین
به مشک سوده ز بهر ثواب بنویسند
1010
سزد که بر رخ خسرو قلم زنان سرشک
دعای خسرو عالیجناب بنویسند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

