Toggle stanza 1
چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده
1

چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده

گل رخش ز خمار شراب پژمرده

2

شدند خوبان پژمرده زان جمال چنانک

شود شکوفه تر ز آفتاب پژمرده

3

در آفتاب مرو ماه من که نآرد تاب

رخت که می شود از ماهتاب پژمرده

4

ببردی آب، همه گلرخان دو تا گشتند

چو آن گلی که کشندش گلاب پژمرده

5

بدید نرگس بستان به خواب چشم ترا

شد از تحیر آن هم به خواب پژمرده

6

مرا بگیر چو گل لعل بر رخ از دم سرد

که تو به توست همه خون ناب پژمرده

7

وصال خواست ز تو خسرو و جوانی یافت

که گشت غنچه دل زان جواب پژمرده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور