غزل شمارهٔ 1530

Toggle stanza 1
ای آرزوی امیدواران
1

ای آرزوی امیدواران

ای مرهم درد دل فگاران

2

از دشمنی آنچه بود، کردی

ای دوست، چنین کنند یاران؟

3

تا سایه زلف تو بدیدم

دیوانه شدم چو سایه داران

4

افگند تنم چو موی باریک

در زیر گلیم سوگواران

5

می گریم بر غریبی خویش

چون ابر به موسم بهاران

6

گر شرح دهم غم تو صد سال

یک قصه نگویم از هزاران

7

آن ها که تو می کنی برین دل

از دل نشود به روزگاران

8

با این همه چشم بر سر راه

می دارم چون امیدواران

9

تا کی گذری به سوی خسرو

چون بر سر کشت خشک باران

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور