غزل شمارهٔ 1760
Toggle stanza 1مه به زلف تو گر شود بسته
11
مه به زلف تو گر شود بسته
هر زمان خوب تر شود بسته
22
گر به زلف تو چشم بگشایم
موی در مو نظر شود بسته
33
چون گشایی دهان شیرین را
تنگهای شکر شود بسته
44
گر ز جورت به چرخ ناله کنم
چرخ را هفت در شود بسته
55
دیده کز خواب بسته می نشود
هم به خون جگر شود بسته
66
از دم سرد من عجب نبود
آب چشمم اگر شود بسته
77
بنده خسرو که دل به مهر تو بست
کی به مهر دگر شود بسته
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

