Toggle stanza 1
تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟
1

تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟

خون ما بر خاک عمدا ریختن

2

تنگ بر بستن کمیت فتنه را

در شکارستان عشق انگیختن

3

کی روا باشد به کوی عاشقان،

دل ز ما دزدیدن و بگریختن

4

جان به مهر خویش بستن، وانگهی

کشته خود را به زلف آویختن

5

گشت خسرو مویی، از خود مگسلش

سهل باشد موی را انگیختن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور