غزل شمارهٔ 1167

Toggle stanza 1
زلف تو هر موی و بادی در سرش
1

زلف تو هر موی و بادی در سرش

لعل تو هر گنج و خوبی بر درش

2

هست رویت شعله آتش، ولی

شسته اند از هفت آب کوثرش

3

من نگردم گرد آن چشمه، ولی

باد پیچیده ست بر نیلوفرش

4

خانه ای کانجا تویی پرده مبند

کافتاب اندر نیاید از درش

5

چشم من در سبزه خط تو یافت

چشمه ای کز خضر جست اسکندرش

6

ز آب میرد آتش و روشن تر است

آتشین رویی که خوی دارد برش

7

آن ز ره کز زلف در بر کرده ای

آه خسرو بس بود پیکان گرش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور