غزل شمارهٔ 285
Toggle stanza 1شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
11
شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست
و اندیشه تو در دل برنا و پیر نیست
22
صد سر فدای پای تو باد، ار چه در حرم
تو می روی و خون کست پایگیر نیست
33
بی رحم وار چند زنی غمزه بر دلم
وه کاین دل است آخر و آماج تیر نیست
44
عطار، گو ببند دکان را که من ز دوست
بویی شنیده ام که به مشک و عبیر نیست
55
ای آنکه کوشش از پی سامان من کنی
بگذار کاین خرابه عمارت پذیر نیست
66
زلف بتان به گردن شیران نهد کمند
آزاد آن دلی که بدین بند اسیر نیست
77
در فتنه و بلا چه کند، گر نه اوفتد
خسرو کش از نظاره خوبان گزیر نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

