Toggle stanza 1
نگارا، روز عیش و شادمانیست
1

نگارا، روز عیش و شادمانیست

هوای سبزه و صوت و اغانیست

2

مرا بی تو چه جای زندگانیست

که دل بی عشق و جان بی شادمانیست

3

ز چشم خویش ترسانم به رویت

که عشقت سرنوشت آسمانیست

4

ز بدخویی جگر خون کرد چشمت

مگر بد خوئیش از ناتوانیست

5

چرا دل برد و منکر گشت زلفت

که بر هر موی او از خون نشانیست

6

مزن مژگان زهرآلوده بر من

عنایت کن که وقت مهربانیست

7

همه کس همنشین تست جز من

که مرگم همنشین زندگانیست

8

کمر را با میانت عهد بندیست

سخن را با دهانت کامرانیست

9

فغان من به گوش خویش بشنو

که بزمت را نوای خسروانیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور