Toggle stanza 1
نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود
1

نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود

نظاره تو بلا شد که آن زمانم بود

2

به جان تو که فرو نامدی شبی از دل

دمی چه باشد، اگر از تو دل گرانم بود

3

زبان حدیث تو می گفت دوش و دل می سوخت

رسید کار به جان و سخن همانم بود

4

خیال وی رسنم بسته در گلو می گشت

هنوز دل به سوی زلف تو کشانم بود

5

بکش مرا و ز سر زنده کن به خویش آخر

به جان کالبدی چند زنده دانم بود

6

در آن جهان من و عشقت گذاشتم به درت

تن خراب که همراه این جهانم بود

7

جدا شدی ز فراق تو بند بندم، لیک

ز جرعه های تو پیوند استخوانم بود

8

به بندگی غمت جان فروختم مخرید

که داغهای کهن گرد گرد جانم بود

9

به نازگویی، خسرو صبور باش به عشق

چرا نباشم، جانا، اگر توانم بود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور