Toggle stanza 1
بتی کز دیدنش جان مست گردد
1

بتی کز دیدنش جان مست گردد

درون جان من پیوست گردد

2

مگو کز دیدن من، چیست حالت؟

چو دیوانه که از می مست گردد

3

چو در گیسو گره بندی، بسا دل

که اقطاع ترا دربست گردد

4

دلی کز سنگ صد بار آهنین تر

ز یک پیکان چشمت پست گردد

5

ببین در جان من، مخرام، جانا

که دیده زیر پایت پست گردد

6

اگر خامه کند وصف جمالت

که خسرو را قلم در دست گردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور