غزل شمارهٔ 558
Toggle stanza 1بتی کز دیدنش جان مست گردد
11
بتی کز دیدنش جان مست گردد
درون جان من پیوست گردد
22
مگو کز دیدن من، چیست حالت؟
چو دیوانه که از می مست گردد
33
چو در گیسو گره بندی، بسا دل
که اقطاع ترا دربست گردد
44
دلی کز سنگ صد بار آهنین تر
ز یک پیکان چشمت پست گردد
55
ببین در جان من، مخرام، جانا
که دیده زیر پایت پست گردد
66
اگر خامه کند وصف جمالت
که خسرو را قلم در دست گردد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

