Toggle stanza 1
ای داشته به سر ز رعونت کلاه کج
1

ای داشته به سر ز رعونت کلاه کج

سر کج مکن که کج بودش جایگاه کج

2

سیلی باد بین که چسان افگند به خاک

غنچه که می نهد دو سه روزی کلاه کج

3

از چشم راست بین همه را، کز کژی بود

کردن به مردمان ز تکبر نگاه کج

4

در نیک کوش کت بد و نیک ار به طینت است

کز خاک راست است بر آید گیاه کج

5

گمراهیت به بادیه های کج افگند

تو راه راست گیر و رو، ار هست راه کج

6

دنیا به عهد تو نشود بر مراد تو

کز زور دست تشنه نشد راه چاه کج

7

خسرو حساب خویش ترا داد راست پند

تو خواه راست دان سخنش را و خواه کج

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور