Toggle stanza 1
کار بالای تو تا بالا گرفت
1

کار بالای تو تا بالا گرفت

در همه دلها خیالت جا گرفت

2

هر که رفتار تو دید از بیم جان

هم ترا بهر شفاعت پا گرفت

3

تا نمی دیدم بلای جان ترا

دیده دنبال دل شیدا گرفت

4

می گرفتم لذتی از عمر خویش

کامدی تو در دل من جا گرفت

5

ما چنین کز دل گرفتاریم هست

حق به دستت، گر دلت از ما گرفت

6

چند سوزم، وه که روی دل سیه

کز وی اندر جانم این سودا گرفت

7

بیدلان را طعنه زد، خسرو بسوخت

تا کدامین آه دل او را گرفت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور