غزل شمارهٔ 253
Toggle stanza 1کار بالای تو تا بالا گرفت
11
کار بالای تو تا بالا گرفت
در همه دلها خیالت جا گرفت
22
هر که رفتار تو دید از بیم جان
هم ترا بهر شفاعت پا گرفت
33
تا نمی دیدم بلای جان ترا
دیده دنبال دل شیدا گرفت
44
می گرفتم لذتی از عمر خویش
کامدی تو در دل من جا گرفت
55
ما چنین کز دل گرفتاریم هست
حق به دستت، گر دلت از ما گرفت
66
چند سوزم، وه که روی دل سیه
کز وی اندر جانم این سودا گرفت
77
بیدلان را طعنه زد، خسرو بسوخت
تا کدامین آه دل او را گرفت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

