غزل شمارهٔ 1600

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

قافیہ: اکن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آخر نگاهی بر حال ما کن
1

آخر نگاهی بر حال ما کن

درد دلم را روزی دوا کن

2

از دست هجران من در بلایم

یارب، به فضلت آن را دوا کن

3

گفتی «به وصلت روزی نوازم »

وقت است، جانا، وعده وفا کن

4

من در فراقت شوریده حالم

باز آی و رحمی بر حال ما کن

5

صد ره نویدم دادی به وصلت

امید ما را باری وفا کن

6

از خوبرویان زشتی نیاید

این زشت رویی آخر رها کن

7

زین بیش ما را از خود میازار

اندیشه آخر روز جزا کن

8

در عشق، خسرو، دل را چه قیمت؟

جان و روان را پیشش فنا کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور