Toggle stanza 1
از لعل آتشین تو دل کان آتش است
1

از لعل آتشین تو دل کان آتش است

زان لعل سوخته ست دل و جان آتش است

2

بشکن بتان آزر ازان رو خلیل وار

کان روی تو نه روی گلستان آتش است

3

سرگشته عاشق از تو، بگو، گوی چون برد

دل اسپ روم و روی تو میدان آتش است

4

دی تیر می گشادی و می سوختی مرا

بر تیر نی ز غمزه و پیکان آتش است

5

این تن که سوز عشق برآورد داد از او

کشتی چوب بر سر طوفان آتش است

6

خسرو، تنی چو کاه و فراقی درونه سوز

درویش خانه از خس و باران آتش است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور