Toggle stanza 1
از بند زلف غمزدگان را سبب فرست
1

از بند زلف غمزدگان را سبب فرست

وز قند لعل دلشدگان را طرب فرست

2

از من به فن لب آمده جانی ربوده ای

یک بوسه نامزد کن و بازم به لب فرست

3

تو ماه و من چو تار قصب در غمت ضعیف

ای ماهتاب، نور به تار قصب فرست

4

امروز چون به خنده رطب لب گشوده ای

ما را خبر از آن رطب بوالعجب فرست

5

سلطانی از پی تو فرستاد جان، تو نیز

از وعده وصال به جانش طرب فرست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور