غزل شمارهٔ 847
Toggle stanza 1ای از فروغ روی تو خورشید رو سفید
11
ای از فروغ روی تو خورشید رو سفید
شب را به جنب طره تو گشته مو سفید
22
خط بر میار تا نشود روز ما سیاه
آن روی در خور است چنان باش کو سفید
33
با من چو وقت صبح چنین گفت شب که ما
کردیم موی در هوس روی او سفید
44
عمری هوای زلف تو پختیم و عاقبت
کردیم موی خویش درین آرزو سفید
55
در آرزوی آنکه جوانی بود مقیم
بسیار کرده ایم درین فکر مو سفید
66
جز در ختا و هند بیاض سواد من
خسرو میان نظم سیاهی مجو سفید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

