غزل شمارهٔ 120

Toggle stanza 1
ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب
1

ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب

از من تاریک روز، طلعت روشن متاب

2

چشمه خورشید را آب نباشد دگر

چون تو ز تف هوا خوی کنی، ای آفتاب

3

زلف تو کژ پیچ پیچ، هر سر موی کژت

کژ بنشیند، ولیک راست نگوید جواب

4

بسته زلف تو گشت روی دل من سیاه

گور من آباد کرد خانه چشمم خراب

5

چند به وهم و خیال از لب تو چاشنی

کام چه شیرین کند خوردن حلوا به خواب

6

من ز خیال لبت نیستم آگه ز خویش

مستی نقدم نگر نسیه چو بینی شراب

7

بر من و رسواییم، گر تو کنی خنده ای

بس بودم از لبت تا بود این فتح باب

8

جان به فدای رخی کش چو نظاره کنی

صبر نگیرد قرار، عمر نجوید شتاب

9

دست نشوید ز تو خسرو اگر چه ز عشق

از پی یا شستنت خون دل من شد آب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور