Toggle stanza 1
چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟
1

چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟

که بر نشانه دل‌های عاشقان انداخت

2

شمایل قد رعنا و طبع موزونت

هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت

3

کمال حسن تو جایی رسید در عالم

که خلق را به دو خورشید در گمان انداخت

4

وفا و مهر تو، ای یار بی وفا، ما را

جدا ز خدمت یاران و دوستان انداخت

5

به هر نفس غم عشقت هزار تیر بلا

به نزد خسرو مسکین ناتوان انداخت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور