غزل شمارهٔ 101
Toggle stanza 1ای از مژه تو رخنه در جانها
11
ای از مژه تو رخنه در جانها
وی درد تو کیمیای درمانها
22
بادی که ز کوی تو همیآید
میجنبد و میبرد ز ما جانها
33
تو جیب گشاده در خرامیدن
دست همه خلق در گریبانها
44
آن زیستنی که داشتی با من
میرم اگر آیدم به دل زانها
55
جز مهر گیا ز خاک برناید
جایی که زنم ز دیده بارانها
66
در بادیه فراق جان دادم
چون تشنه که مرد در بیابانها
77
خون ریز ز خسرو، ار میی ندهی
این کن، اگر نمیکنی آنها
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

