Toggle stanza 1
ای از مژه تو رخنه در جان‌ها
1

ای از مژه تو رخنه در جان‌ها

وی درد تو کیمیای درمان‌ها

2

بادی که ز کوی تو همی‌آید

می‌جنبد و می‌برد ز ما جان‌ها

3

تو جیب گشاده در خرامیدن

دست همه خلق در گریبان‌ها

4

آن زیستنی که داشتی با من

میرم اگر آیدم به دل زان‌ها

5

جز مهر گیا ز خاک برناید

جایی که زنم ز دیده باران‌ها

6

در بادیه فراق جان دادم

چون تشنه که مرد در بیابان‌ها

7

خون ریز ز خسرو، ار میی ندهی

این کن، اگر نمی‌کنی آن‌ها

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور