غزل شمارهٔ 1802

Toggle stanza 1
شتربانا، دمی محمل میارای
1

شتربانا، دمی محمل میارای

رها کن تا ببوسم ناقه را پای

2

نهادند آشنایان بار بر دل

دلم رفته ست و بارش ماند بر جای

3

روان شد محمل و جانم به دنبال

جرس می نالد و من می کنم وای

4

ندیدم ره چو غایب شد ز چشمم

غبار بختیان دشت پیمای

5

تو، ای کت بر شتر آب حیات است

به وادی تشنه می میرم، ببخشای

6

بیابان پیش چشمم گشت تاریک

مه محمل نشینم، پرده بگشای

7

دلم چون همرهش شد گویش، ای باد

که جان هم می رسد، تعجیل منمای

8

خوشی بر مردنم آخر نیارم

بدین دوری همم منزل مفرمای

9

رسید آن ماه چون خسرو به منزل

تو ره می بین و رو بر خاک می سای

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور