غزل شمارهٔ 1022
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
11
دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
که آرزوی عزیزان به رنگ و بو نرود
22
کسی که یاد لبت هر دمش گلوگیر است
نه می که چشمه حیوانش در گلو نرود
33
خطی کشیده به افسون به گرد روی تو حسن
که هر دلی که درو شد به هیچ سو نرود
44
به زیر پای توام آرزوست خاک شدن
اگر چه خاک شوم، نیزم آرزو نرود
55
لطافتی نه چنین دارد آب دیده من
وگرنه سرو من اندر کنار جو نرود
66
ز سینه جان به همه حال چون بخواهد رفت
دریغ باشد، اگر زیر پای او نرود
77
ازان پری نبرم جان خسروا، ز لبم
دعای دولت شاه فرشته خو نرود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

