غزل شمارهٔ 583

Toggle stanza 1
ای همنفسان که پیش یارید
1

ای همنفسان که پیش یارید

این شکر چرا نمی گذارید؟

2

ما را مکشید چون غریبان

هر چند شما ازین دیارید

3

جان خواهم داد زیر پایش

امروز مرا به من گذارید

4

گر می کشدم، فدای اویم

زنهار به روی او میارید

5

بر دوست برید جان و عقلم

کالا همه خصم را سپارید

6

ای دیده و دل، اگر بگریید

شاید که شما گناهکارید

7

ای محنت و غم، سگ شمایم

کز دوست مرا به یادگارید

8

ای طایفه ای که دردتان نیست

هیهات که در کدام کارید؟

9

گر در دل تان غمی نگنجد

بر سینه خسروش گمارید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور