Toggle stanza 1
صبح دمان بخت من ز خواب در آمد
1

صبح دمان بخت من ز خواب در آمد

کز درم آن مه چو آفتاب در آمد

2

گشت معطر دماغ جان ز نسیمت

مستی تو در من خراب در آمد

3

ساقی تو گشت چشم مست من از می

پهلوی من شست و در شراب در آمد

4

زانکه بسی شب نخفته ام ز غم تو

بیهشیم در ربود و خواب در آمد

5

گشت پریشان دلم چو باد سحرگه

در سر آن زلف نیم تاب در آمد

6

جستم ازو حال دل، نگفت وی، اما

زلف وی از بوی در جواب در آمد

7

خاک ره خود فگن به دیده خسرو

ز آنک بنا رخنه شد، چو آب در آمد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور