غزل شمارهٔ 1526
Toggle stanza 1روزی که به عالم است شب دان
11
روزی که به عالم است شب دان
پرسیدن گرم را ز تب دان
22
ز اشکال زمانه نور هر کار
خورشید به عقده ذنب دان
33
لافیدن سفله باشد از مسال
بر جیفه کلاه بر شغب دان
44
در فاقه بود فروغ تقوی
پیرایه گر چراغ شب دان
55
بر اشک حریص عارفان را
صد خنده ذخیره زیر لب دان
66
نقب افگن حرص تو ز دینست
مه پرده درنده قصب دان
77
از خسرو پند تلخ سود است
بپذیر و ملیله را لعب دان
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

