Toggle stanza 1
بهار بی رخ گلرنگ تو، چه کار آید؟
1

بهار بی رخ گلرنگ تو، چه کار آید؟

مرا یک آمدنت به که ده بهار آید

2

اگر دو اسپه دواند به گرد تو نرسد

گل پیاده که او بر صبا سوار آید

3

خیال روی تو از دیده می رود بیرون

اگرنه از مژه پایش به نوک خار آید

4

مرا چو موی سرت ساخت چشم جادویت

که موی سر ز پی جادویی به کار آید

5

هزار کشته به فتراک گیسو آویزان

همی رود چو سواری که از شکار آید

6

غم تو بار گران است، لیک چون از تست

دلم گران نشود، گر هزار بار آید

7

تویی مراد دل و کی بود ز آمدنت

مراد خسرو بیچاره در کنار آید؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور