غزل شمارهٔ 1706

Toggle stanza 1
دلم در عشق جانان گشته پاره
1

دلم در عشق جانان گشته پاره

دل است آن شوخ را یا سنگ خاره

2

شبانگاه تو بر مه پاره آمد

مرا در دل غم آن ماه پاره

3

کنار خود نمی بینم ز گریه

که نتوان دید دریا را کناره

4

چو بگشادم به گریه چشم دربار

گشاد ابرو، پدپد آمد ستاره

5

دو بوسم داد دوش و تا به امروز

خرابم زان شراب مست کاره

6

من و مستی و بدنامی و زین پس

سگان رسوا و طفلان در نظاره

7

به عشقم چاره فرمایند یاران

ولی با یار بی فرمان چه چاره

8

نگارا، بگسلان سر رشته خود

که نتوان دوخت این دلهای پاره

9

اگر خون خورد خواهی، شیوه بگذار

که خسرو نیست طفل شیرخواره

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور