غزل شمارهٔ 1706
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1دلم در عشق جانان گشته پاره
11
دلم در عشق جانان گشته پاره
دل است آن شوخ را یا سنگ خاره
22
شبانگاه تو بر مه پاره آمد
مرا در دل غم آن ماه پاره
33
کنار خود نمی بینم ز گریه
که نتوان دید دریا را کناره
44
چو بگشادم به گریه چشم دربار
گشاد ابرو، پدپد آمد ستاره
55
دو بوسم داد دوش و تا به امروز
خرابم زان شراب مست کاره
66
من و مستی و بدنامی و زین پس
سگان رسوا و طفلان در نظاره
77
به عشقم چاره فرمایند یاران
ولی با یار بی فرمان چه چاره
88
نگارا، بگسلان سر رشته خود
که نتوان دوخت این دلهای پاره
99
اگر خون خورد خواهی، شیوه بگذار
که خسرو نیست طفل شیرخواره
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

