غزل شمارهٔ 1707

Toggle stanza 1
نسیم زلف بر دست صبا ده
1

نسیم زلف بر دست صبا ده

مرا خون، غیر را مشک ختا ده

2

بسی کس چشم می دارند لطفت

مرا خاک و کسان را توتیا ده

3

از آن می کت چو خون من حلال است

پیاله خود خور و شربت به ما ده

4

بکش از یک نظر، چون کشته گردم

یکی دیگر بیفگن، خونبها ده

5

به حکم خط خویش، ای آیت حسن

همه فتوی به خون آر و مرا ده

6

دلیری می کند در دیدنت خلق

به دست غمزه شمشیر بلا ده

7

مرا صد پاره کن بر چشم بیمار

غلیواژان و زاغان را صلا ده

8

چو خاکستر شوم از سوز عشقت

به دست خویش بر باد صبا ده

9

به صد تعویذ جان دردم نشد به

به یک دشنام خسرو را دوا ده

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور