Toggle stanza 1
چو منی را مده از دست که کمتر یابی
1

چو منی را مده از دست که کمتر یابی

نه چون من یابی هر یار که دیگر یابی

2

قدر من می نشناسی که چسانم به وفا

باش تا صحبت یاران دگر دریابی

3

میر خوبان ولایت شدی، از ما می پرس

کاین ولایت نه همه عمر مقرر یابی

4

قاب و قوسین خدایست کمان ابرو

نه کمانی که به دکان کمانگر یابی

5

نیکویی داری، اندر حق خسرو کن صرف

که بسی خوبی از این دولت بیمر یابی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور