Toggle stanza 1
عافیت را در همه عالم نمی یابم نشان
1

عافیت را در همه عالم نمی یابم نشان

گر چه می گردم به عالم هم نمی‌یابم نشان

2

آدمیت را کجا بر تختهٔ طینت کنم؟

کآدمی را از بنی آدم نمی یابم نشان

3

مردمی جستن زهر نا مردمی نامردمیست

چون ز مردم در همه عالم نمی یابم نشان

4

طالعم ناخوب و از اختر نمی بینم اثر

سینه ام مجروح و از مرهم نمی یابم نشان

5

دل ز من گم گشت و من از دل براین نطع بلا

از که خواهم جستنش کز غم نمی یابم نشان

6

خسروم، لیکن چو کیخسرو ز ترکان امل

شهربند ظلم، ار رستم، نمی یابم نشان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور