غزل شمارهٔ 1557
Toggle stanza 1عافیت را در همه عالم نمی یابم نشان
11
عافیت را در همه عالم نمی یابم نشان
گر چه می گردم به عالم هم نمییابم نشان
22
آدمیت را کجا بر تختهٔ طینت کنم؟
کآدمی را از بنی آدم نمی یابم نشان
33
مردمی جستن زهر نا مردمی نامردمیست
چون ز مردم در همه عالم نمی یابم نشان
44
طالعم ناخوب و از اختر نمی بینم اثر
سینه ام مجروح و از مرهم نمی یابم نشان
55
دل ز من گم گشت و من از دل براین نطع بلا
از که خواهم جستنش کز غم نمی یابم نشان
66
خسروم، لیکن چو کیخسرو ز ترکان امل
شهربند ظلم، ار رستم، نمی یابم نشان
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

