Toggle stanza 1
ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟
1

ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟

عزیزان قومند و قومی عزیزند

2

به لعل چو آتش جهانی بسوزند

به تیغ مژه خلق را خون بریزند

3

کمان ابروانند با تیر غمزه

به خون ریختن همچو شمشیر تیزند

4

بجز دور چشمانش خود کس ندیده ست

که مستان به هشیار مردم ستیزند

5

به چشم آهوانند و مردم به صورت

از آن همچو آهو ز مردم گریزند

6

نشستن بدیشان کجا می توانند؟

کسان کز سر دین و دنیا نخیزند

7

نیابند یک ذره بی مهر ایشان

اگر خاک خسرو پس از مرگ بیزند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور