Toggle stanza 1
گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد
1

گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد

هر چه می خواهی بکن، ای یار، بر من بگذرد

2

گفتی، ار من بگذرم زین سو بود بر تو بستم

این ستم، ای کاشکی هر بار بر من بگذرد

3

صبحدم مست شراب شوق بیرون اوفتم

بسکه شب در ناله های زار بر من بگذرد

4

زودتر خاکم کن، ای گردون، مگر بختم بود

کان خرامان سرو خوش رفتار بر من بگذرد

5

ای خوش آن دیوانگی و مستی و رسواییم

کز پی نظاره ای آن یار بر من بگذرد

6

هر سحرگاهی فرستم جان به استقبال او

تا مگر بویی ازان گلزار بر من بگذرد

7

رفت عمر و گفتگوی عشق از خسرو نرفت

عمر باقی هم درین گفتار بر من بگذرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور