غزل شمارهٔ 1221
Toggle stanza 1خهی در هر نظر چون خویش مقبول
11
خهی در هر نظر چون خویش مقبول
چو من صد بیش در کوی تو مقتول
22
کنم اندر جمالت عقل و دانش
چو بیند مصلحت در خویش معزول
33
خوی حسنی که از رویت چکیده
بشسته دفتر معقول و منقول
44
گریزان کژکژ از بالای تو سرو
نگردد عرض بیش از قامت طول
55
تو، ای دانا که عاشق را دهی پند
مکن دل در غم بیهوده مشغول
66
بسی دیدم فلاطون و ارسطو
شده در عاشقی مجنون و بهلول
77
فرو خوان قصه شیرین و خسرو
که زو لیلی و مجنون هست مسجول
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

