غزل شمارهٔ 1225

Toggle stanza 1
مسلمانان برفت از دست من دل
1

مسلمانان برفت از دست من دل

چو دیدم آنچنان شکل و شمایل

2

جهانی را بدین شکل و شمایل

همی بینم چو خود امروز مایل

3

زهی صانع خدا کز لطف بنگاشت

از این سان صورتی از آب و از گل

4

نباشد چون جمالت مجلس افروز

اگر خورشید بنشیند به محفل

5

دلم منزل به زلفت کرد، گویی

نخواهد رفت ازین فرخنده منزل

6

تنم کز خاک گردد نقش مهرت

ز نعش جان نخواهد گشت زایل

7

ملامت می کنند اصحاب ما را

ز درد ما مگر هستند غافل

8

ندارم طاقت درد فراقت

فراق دوستان کاری ست مشکل

9

درین ره، خسروا، دیوانه می باش

نمی باید شنیدن پند عاقل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اتتنی من لدی نجم الافاضل

صحیفة احتوت کل الفضائل

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 21

برون آی از نقاب غنچه ای گل

که از شوق جمالت سوخت بلبل

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 558

شتربانا مبند امروز محمل

مرا باری چنین مپسند بر دل

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 563

چه نیکو گفت ابراهیم ادهم

چو ترک مُلک و دولت کرد و خاتم

سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 6

یکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقتِ ضبطِ آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد. گفت ای دوستان! مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بَزَهی بر من ننوشتند و راحتی به وجودِ من رسید. شما هم به کَرَم معذور دارید.

شکم زندانِ باد است ای خردمند

سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 30

چه خواهد اهل معنی زان عبارت

که سوی چشم و لب دارد اشارت

شیخ محمود شبستریگلشن رازبخش 49 - سوال از معانی اصطلاحات شاعرانهٔ عارفان

مبند ای دل، بجز در یار خود دل

امید از هر که داری جمله بگسل

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 153

پدر بگشاد مُهر از حقّهٔ لعل

دُر افشان گشت و کرد این قصّه را نقل

عطارالهی نامهبخش هجدهمجواب پدر

«الا یا خیمگی خیمه فروهل

که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل»

علامہ اقبالارمغان حجازحضور رسالتبخش 1 - الا یا خیمگی خیمه فروهل

زهی زلفت شکسته نرخ سنبل

گلستان رخت خندیده بر گل

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1224

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور