غزل شمارهٔ 587
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1خطی که قرین حال باشد
11
خطی که قرین حال باشد
شک نیست که بی مثال باشد
22
سروی که به قامت تو ماند
در قامت اعتدال باشد
33
آندم که تو شرح حال گویی
دانی که مرا چه حال باشد؟
44
افسوس بود که چون تویی را
با همچو منی وصال باشد
55
آن را که به یاد تست مشغول
از هر دو جهان ملال باشد
66
هرگز نکنم خیال خوابی
تا در سرم آن خیال باشد
77
دیگر نکند نشاط و پرواز
مرغی که شکسته بال باشد
88
گویند که بنده می نوازی
خسرو به صف نعال باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

