Toggle stanza 1
ای دور مانده از نظر دورماندگان
1

ای دور مانده از نظر دورماندگان

بازآی هم به جان و سر دورماندگان

2

عمرم به باد رفت و نیامد به سوی من

آن باد کآورد خبر دورماندگان

3

مردم ز زنده داشتن شب که در فراق

دشوار می رسد سحر دورماندگان

4

خلقی بسوزدم که رسیدند رفتگان

این است داغ تازه تر دورماندگان

5

نبود به از نظاره دیدار رفته دیر

هر تحفه کآید از سفر دورماندگان

6

هر شب رویم و گریه خون جگر کنیم

آنجا که خود بود گذر دورماندگان

7

هر ساعتم ز خوردن غم خواب مردن است

آیا همینست خواب و خور دور ماندگان

8

دلها شود کباب، چو خسرو کند نفیر

چون دور ماندگان ز بر دور ماندگان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور