Toggle stanza 1
نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید
1

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید

ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می‌آید

2

رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شد

دلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش می‌آید؟

3

بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوسته

نصیب جان مجروح من درویش می‌آید

4

ز بیگانه نمی‌نالم، مرا معلوم شد، ای مه

که غم‌های جهان یکسر مرا از خویش می‌آید

5

منال ز جور و محنت‌ها، خموش و دم مزن خسرو

که بر بی‌صبر در عالم مصیبت بیش می‌آید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور