Toggle stanza 1
ای دهانت، چشمه آب حیات
1

ای دهانت، چشمه آب حیات

شمع رویت آفتاب کاینات

2

تا دلم از شادی وصلت نماند

از کمند غم نمی یابم نجات

3

گریه را مپسند هر دم تا به کی

پیش چشم از گریه جیحون و فرات

4

زاتش هجرت تن خاکی بسوخت

تا کدامین باد آرد سوی مات

5

هر که بی تو زنده ماند مرده به

جز وصالت نیست مقصود از حیات

6

گر ندیدی سبزه ای بر آب خضر

گرد آن شکر ببین رسته نبات

7

بت پرستان گر ز تو آگه شوند

یاد نارند از بتان سومنات

8

از شراب شب نشینان در خمار

هات کأسا یا حبیبی بالغدات

9

همچو ذره در هوای مهر تو

نیست خسرو را دمی صبر و ثبات

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور