غزل شمارهٔ 1192

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
لب نگر وان دهان خندانش
1

لب نگر وان دهان خندانش

وان خم طره پریشانش

2

روی چون بامداد تابستان

زلف همچون شب زمستانش

3

تیر بالای او بخست مرا

از گشاد ره گریبانش

4

دامن از ما همی کشد امروز

چنگ ما روز حشر و دامانش

5

کوفته ماند شخص چون زر من

از دل سخت همچو سندانش

6

چون فرو برد در دلم دندان

جان فرستم به مزد دندانش

7

دل من گشت خون و خون دلم

آب شد در چه زنخدانش

8

خسروا، پرسشی بکن که به دل

خار دارم ز نوک مژگانش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور