غزل شمارهٔ 1192
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1لب نگر وان دهان خندانش
11
لب نگر وان دهان خندانش
وان خم طره پریشانش
22
روی چون بامداد تابستان
زلف همچون شب زمستانش
33
تیر بالای او بخست مرا
از گشاد ره گریبانش
44
دامن از ما همی کشد امروز
چنگ ما روز حشر و دامانش
55
کوفته ماند شخص چون زر من
از دل سخت همچو سندانش
66
چون فرو برد در دلم دندان
جان فرستم به مزد دندانش
77
دل من گشت خون و خون دلم
آب شد در چه زنخدانش
88
خسروا، پرسشی بکن که به دل
خار دارم ز نوک مژگانش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

