Toggle stanza 1
ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را
1

ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را

روی ما بین و به ما ده رونمای خویش را

2

کف چو گنبدها کند هر دم صلای نوش کو

تا ز هر گنبد صدا یابی صلای خویش را

3

کبک رفتارا! یکی بخرام و پا بر لاله سای

بی حنا کن لعل پای لاله‌سای خویش را

4

دی شدی در باغ و گل از بهر گَرد افشاندنت

کرد صد پر کاله دامان قبای خویش را

5

هر طرف بهر مبارک باد نوروز بهار

می‌فرستد گل به کف کرده صبای خویش را

6

کبک کهساری! برو ای لاله، بر هر تیغ کوه

گام چندان زد که پر خون کرد پای خویش را

7

یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه ده

تا ستانیم از تو جام با صفای خویش را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور