Toggle stanza 1
زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
1

زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم

سازم ز دو دیده قدم و سوی تو آیم

2

ای کاش شوم زودتری خاک که باری

با باد شرم همره و پهلوی تو آیم

3

در کوی تو گمره شوم از بوی تو با آنک

آنجا همه زان رهبری بوی تو آیم

4

خورشیدی و من ذره، کنم بی سر و پا رقص

آن لحظه که در جلوه گه روی تو آیم

5

گفتی که سیاست کنمت، کی بود آن تا

گل بسته و آراسته در کوی تو آیم

6

گفتی که برو جان ببر از من، چه روم چون

هر جا که روم بسته به یک موی تو آیم

7

پرسی غم خسرو ز پی شرح، زبان کو

چون پیش نمکدان سخنگوی تو آیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور