Toggle stanza 1
از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده
1

از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده

مرغ خسک خواره را پسته و خرما مده

2

من که به نامش کنم وصف جمالش بگو

غرق یکی قطره را غوطه دریا مده

3

رند خراباتیم می به سفالم رسان

دردکش کهنه را جام مصفا مده

4

گر گذری، ای صبا، از پیش چشم بیار

خاکی از آن پا ولی بوسه به آن پا مده

5

تا که زید با مرادکش تو نوازش کنی

کشته امروز را وعده فردا مده

6

دل که مرا بسوخته ست آمده در زلف تو

تا که نسوزد چو من، پیش خودش جا مده

7

بهر توام می کشند، هدیه من روی تو

جلوه به عاشق بده، هدیه بده یا مده

8

جور تو خوش تر ز داد نزد دلی کو دل است

گر به جفا جان دهیم، داد دل ما مده

9

جان و دل خسرو است در ره سودای تو

هر چه بری خوش ببر، قیمت کالا مده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور