Toggle stanza 1
ای جفایت بر من مسکین همه
1

ای جفایت بر من مسکین همه

چند ازین خشم و عتاب و کین همه

2

قصد جانم می کنی چون دشمنان

دوست می دارم ترا با این همه

3

محنت من بین و رو بنمای، ازآنک

بهر رویت می کشم چندین همه

4

در بنا گوش تو سر در کرده زلف

کشتن ما می کند تلقین همه

5

تا کی آخر شربت زهرم دهی

تلخ گویی زان لب شیرین همه

6

کاشکی خوبان نبودندی به دهر

یا نبودندی بدین آیین همه

7

هر چه دانی تو بکن چون مر ترا

می رود بر خسرو مسکین همه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور