غزل شمارهٔ 108
Toggle stanza 1ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را
11
ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را
بر دفتر طاعت رقمی رانده گنه را
22
افگند دل ما همه در چاه زنخدان
وانگاه بپوشید به سبزه سر چه را
33
هر چند که زلف تو سپاهیست جهانگیر
هر روز پریشان نتوان کرد سپه را
44
پیراهن یک شهر ز دست تو قبا شد
یک بار چنین کج منه، ای شوخ، کله را
55
خسرو نگرفت از تب عشق تو قراری
چه جای قرارست در آتشکده که را
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

