Toggle stanza 1
سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد
1

سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد

دلم از غمزه می جویی، فسون خوانی همین باشد

2

اگر فرمان دهی بر من، طریق بندگی دارم

چو می دانی طریق بنده فرمانی همین باشد

3

مرا کشتی به تیغ غم، نمی گویم پشیمان شو

سری ز افسوس در جنبان، پشیمان همین باشد

4

سلیمان دولتی از رخ، چرا خط می کشی بر من

به موران می دهی خاتم، سلیمانی همین باشد

5

زهر مو بسته ای زنار و می گویی مسلمانم

بگویید، ای مسلمانان، مسلمانی همین باشد؟

6

در خوبان زدی، خسرو، همی دانم سزا دیدی

سزای آنچنان کاری، نمی دانی همین باشد؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور