Toggle stanza 1
ای آفتاب تافته از روی انورت
1

ای آفتاب تافته از روی انورت

وی کوفته نبات ز لعل چو شکرت

2

شکل صنوبر قد تو چون پدید شد

بشکفت سرو از قد همچون صنوبرت

3

خواهد که بوی تو بکشد باد صبح، اگر

باید نسیمی از سر زلف معنبرت

4

موی تو سر به سر همه مشک است و هر دمی

از نافه پوست باز کند مشک اذفرت

5

ای کوه حلم،حلم ترا چون بدید کوه

بی سنگ شد ز غیرت ذات موقرت

6

تاصیبت گوهر تو به دست صدف فتاد

دریا تمام آب شد از شرم گوهرت

7

سرگشته اند خاک تراخسروان دهر

زان خاک گشت خسرو بیچاره بر درت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور