غزل شمارهٔ 1305

Toggle stanza 1
من عاشق آن رخ چو ماهم
1

من عاشق آن رخ چو ماهم

گو زار مکش که بی گناهم

2

تاراج غمت شدم که فتنه

زد در شب گیسوی تو راهم

3

از شعله بسی گریخت پشمم

هم داد ازین نمد کلاهم

4

در زیستنم نماند امید

ور ماند ترا حیات خواهم

5

بر من نفسی بخند تا بوک

صبحی دمد از شب سیاهم

6

پخته نشدم ز عشق هر چند

جان سوخته شد ز دود آهم

7

گفتی که «گهی نداشت خسرو

آن صبر که بود چند گاهم »

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور