غزل شمارهٔ 1295
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1بیا، جانا، که جانت را بمیرم
11
بیا، جانا، که جانت را بمیرم
وگر میرم به جان منت پذیرم
22
خلاص من بجویید، ای رفیقان
که من در قید مهر او اسیرم
33
نظر گفتند داری با فقیران
من مسکین نه آخر هم فقیرم
44
نمی آید به گوشت ناله من
که گوش چرخ کر گشت از نفیرم
55
همی ترسم سرآید عمر خسرو
به درد هجر از حسرت بمیرم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

